نقدی بر سخنان حجت الاسلام سیدعلی خمینی؛ از فاصله گرفتن از اندیشه امام تا نادیده گرفتن صدای مردم

به نام خداوند جان و خرد
حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سیدعلی خمینی
با سلام و احترام
سخنان جنابعالی در مراسم بزرگداشت رهبر شهید ایران در حرم حضرت معصومه ( س ) را با دقت بررسی کردم. تأکید شما بر دفاع از ایران، استقلال کشور، امنیت ملی و مقابله با هرگونه تهدید و دخالت خارجی، بیتردید نقطه اشتراک همه ایرانیانی است که دل در گرو این سرزمین دارند.
اما آنچه موجب نگرانی است، بازتولید همان ادبیاتی است که سالهاست جامعه ایران را به «خودی» و «غیرخودی»، «انقلابی» و «غیرانقلابی» و «وفادار» و «خائن» تقسیم کرده و هزینههای سنگینی بر وحدت ملی و سرمایه اجتماعی کشور تحمیل کرده است
از یادگار امام خمینی انتظار میرود بیش از هر کس، پاسدار اندیشه امام باشد؛ اندیشهای که بر جمهوریت نظام، اصل «میزان رأی ملت است»، نقدپذیری، احترام به مردم و پرهیز از استبداد رأی تأکید داشت، نه بر طرد و حذف منتقدان
دفاع از ایران، پیش از هر چیز دفاع از مردم ایران است. مردمی که فقط در روزهای جنگ، تشییع یا بحران معنا پیدا نمیکنند. همان مردمی که هنگام تهدید خارجی از کشور دفاع میکنند، در روزهای عادی نیز حق دارند درباره شیوه اداره کشور پرسش کنند، نقد کنند و خواهان اصلاح امور باشند.
بزرگترین خطای راهبردی هر نظام سیاسی آن است که مردم را تنها هنگامی ببیند که در حمایت از سیاستهای رسمی به میدان میآیند، اما هنگام بیان مشکلات، اعتراض به ناکارآمدیها یا مطالبه اصلاحات، صدای آنان را نشنود. مردم یکپارچهاند؛ نمیتوان میان «مردم مدافع ایران» و «مردم مطالبهگر » مرز کشید. این دو، یک ملتاند.
در سخنان شما، هرگونه تلاش برای کاهش تنش با آمریکا و رسیدن به صلح، با تعابیری چون «خیانت» و «نجاست» مواجه میشود. این در حالی است که چنین داوریهای مطلق، نه با عقلانیت سیاسی سازگار است و نه با تجربه جمهوری اسلامی. اگر مذاکرهای که با حفظ عزت، استقلال و منافع ملی انجام شود خیانت است، چگونه میتوان مذاکرات متعدد جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف و حتی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی را تبیین کرد؟
همچنین قیاس مکرر مناسبات سیاسی امروز با واقعه عاشورا و تقسیم جامعه به دو جبهه «حسین» و «یزید»، راه هرگونه گفتوگو و اصلاح را میبندد. عاشورا بزرگترین سرمایه معنوی و مکتب آزادگی شیعه است، نه ابزاری برای تقسیم دائمی جامعه به «حسین» و «یزید».
از سوی دیگر، استفاده از تعابیری مانند «خبیث»، «نجس»، «سگ زرد» و «شغال» درباره مخالفان، نه با شأن یک روحانی سازگار است و نه با اخلاق سیاسی امام خمینی که بارها مسئولان را به تحمل مخالف، سعهصدر و رعایت حرمت انسانها دعوت کرد. ادبیات تحقیر، جایگزین استدلال نیست و برچسبزنی، پاسخ پرسشهای جامعه محسوب نمیشود
آنچه بیش از همه در این سخنان جای خالی آن احساس میشود، سکوت در برابر مسائل واقعی مردم است. از تورم، فساد، بیکاری، کاهش قدرت خرید، مهاجرت نخبگان، افت مشارکت سیاسی، بحران اعتماد عمومی و ناکارآمدی ساختارها سخنی به میان نمیآید؛ گویی همه مشکلات ایران فقط از بیرون مرزها ناشی میشود و سهم خطاهای مدیریتی، سیاستگذاریهای نادرست و ناکارآمدیهای داخلی نادیده گرفته میشود
اگر هدف، حفظ ایران و پاسداری از میراث امام خمینی است، باید پذیرفت که اصلاح امور، تقویت جمهوریت، اجرای ظرفیتهای قانون اساسی، شنیدن صدای منتقدان، گسترش مشارکت مردم و بازسازی اعتماد عمومی، نه عقبنشینی از آرمانها، بلکه شرط بقای هر نظام سیاسی و لازمه اقتدار ملی است.
ایران با همه ایرانیانش ایران است؛ با اصولگرا و اصلاحطلب، موافق و منتقد، دیندار و غیردیندار، زن و مرد، جوان و سالمند. هیچ جریان سیاسی، هیچ حزب و هیچ قرائتی، مالک انحصاری ایران نیست.
اگر امروز دغدغه حفظ ایران را داریم، باید بدانیم بزرگترین سرمایه این کشور مردماند. اقتدار ملی از دل اعتماد، مشارکت، قانونگرایی و رضایت عمومی زاده میشود، نه از انحصار، حذف و برچسبزنی. این همان حقیقتی است که امام خمینی بارها بر آن تأکید کرد؛ حقیقتی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازخوانی و عمل به آن نیازمندیم.
فرج کمیجانی دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی
۱۴۰۵/۴/۲۱



