رادیکالیسم حجابی

رادیکالیسم حجابی

این روزها خبرهای ناگواری در خصوص برخوردهای سخت نیروی انتظامی با زنانی که اصطلاحا شل حجاب یا بد حجاب هستند شنیده می شود و به مدد گسترش فضای مجازی در کسری از ثانیه ویدیوهای مرتبط با آن منتشر می گردد.

هر چند موضوع شرعی و قانونی بودن حجاب در کشور واقعیتی انکار ناپذیر است اما تنها ثمره این رویکرد موجب کاهش سرمایه های اجتماعی خواهد شد. بدتر اینکه به تازگی ورود خانم هایی با حجاب نامتعارف موجب شده که واحدهای صنفی پلمپ شود و بازتاب این روش نابخردانه بسیار بیشتر از برخورد با بی حجابی است.

باید بپذیریم بی حجابی و عدم توجه به مسائل شرعی در بین بخشی از خانم های ایرانی ثمره ۴۵ سال حاکمیت فرهنگی جمهوری اسلامی است. اگر ما به درستی عمل می کردیم می توانستیم مانند عربستان یا کشورهای مسلمان حاشیه خلیج فارس باشیم.

همه می دانیم آن کشورها با چنین چالشی مواجه نیستند. لذا قبل از برخورد با پدیده بد یا بی حجابی باید این پرسش را مطرح کنیم که چرا ما نتوانستیم اهمیت این موضوع را در کشور تبیین نماییم؟ در این خصوص باید مسئولین فرهنگی کشور را مواخذه کرد نه جوانانی که خودمان آموزش دادیم و پس از گذشت ۴۵ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی نتوانستیم به آنها اهمیت این موضوع منتقل نماییم!

کشور اکنون با چالشی روبرو شده است که هرگونه برخورد با این پدیده موجب تکدر خاطر مردم شده و سرمایه های اجتماعی را از کشور گریزان می کند. با عنایت به اینکه دولت توفیقی در برخورد با پدیده بی حجابی نداشته و به نظر می رسد نسبت به این موضوع دچار سردرگمی می باشد تنها راه مقابله با این پدیده را تقابل مردم با مردم می داند و می خواهد با استفاده از تقابل مردم با یکدیگر بخشی از ناکامی خود را جبران کند.

البته تداوم این روش تیشه به ریشه زدن است. یکی از مولف های قدرت در علم سیاست جمعیت کشور یا مردمان ساکن در سرزمین می باشد. اگر حاکمیت با دست خود در بین مردم اختلاف افکنی کند باید نگران تعرض خارجی باشد و یا برای جبران خلاء حمایت مردم دست به دامان کشورهای خارجی شود.

در خبرها می بینیم و می شنویم که برخی از امکان تجاری به دلیل عدم رعایت حجاب توسط بانوان به تعطیلی کشیده شده است و انتظار داریم چنین عملی باعث کاهش بی حجابی در کشور شود اما یقینا این موضوع فقط باعث فاصله گرفتن مردم از حاکمیت خواهد شد.

ظالمانه ترین بخش این موضوع، انتظار دولت از واحدهای صنفی است که در صورت ورود خانم بی حجاب، به آنها خدمات ارائه نشود و به بیرون از واحد صنفی خود هدایت کنند، در شرایط بسیار بد اقتصادی که بسیاری از واحد های صنفی در پایان هر ماه باید میلیون ها تومان اجاره بها بپردازند و این شرایط بد اقتصادی هم معلول برنامه ریزی های ناکارآمد دولت است و مردم در ایجاد چنین شرایطی هیچ نقشی نداشته اند، عدم فروش کالا و خدمات به خانم های بی حجاب توجیه عقلانی ندارد و چنین انتظاری از مردم نابجاست.

در صورتیکه حاکمیت واقعا نگران بی حجابی مردم است ابتدا باید شرایط بهبود اقتصادی را برای مردم فراهم آورد و موجبات دلگرمی مردم ایجاد شود و پس از بالا رفتن سرمایه اجتماعی از مردم بخواهد نسبت به رعایت شئونات مورد نظرشان اقدام نمایند. و نهایتا اینکه برخوردهای رادیکالی موجب روبرویی حاکمیت با مردم خواهد شد و باید انتظار اتفاقات ناگواری مانند ماه های قبل را داشته باشیم.