” کار، کار خودشانه “

” کار، کار خودشانه “

پس از حمله تروریستی به شرکت کنندگان در مراسم یادبود حاج قاسم سلیمانی متاسفانه عده ای اقدام به توهین به حادثه دیدگان این حمله ناجوانردانه کردند. لذا بنابر دستور صادره مقرر شد با توهین کنندگان به شهدای کرمان برخورد قضایی صورت گیرد. سئوال اصلی این است که در کجای دنیا پس از حمله تروریستی به هموطنان خود عده ای به جای همدردی با آسیب دیدگان به حال روز آنها بخندند و از این اتفاق لطیفه سرایی نمایند.
البته این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می افتد در میدان ورزشی مهمی مانند جام جهانی فوتبال که همه کشورهای جهان تمایل به شرکت در آن رقابت ها را دارند و پس از انتخاب شدن برای ورود به این عرصه مهم ورزشی مردم به جشن و پای کوبی می پردازند و در میدان ورزشی هم با حمایت روانی و معنوی از تیم شان موجب ایجاد فضای همدلانه در تیم ورزشی و کشور می شوند. البته مثال مشابه فراوان است اما باید از خودمان بپرسیم چه اتفاقی افتاده است که برخی از هموطنان نسبت به حس وطن پرستی و همدلی با آسیب دیدگان از اتفاقات ناگوار، واکنش نامطلوبی از خود نشان می دهند؟ و نسبت به رویدادهایی که در همه جهان موجب تاثر و یا همدلی مردم می شود برخی از هموطنان در کمال ناباوری رفتاری غیر همدلانه از خود بروز می دهند؟
چرایی این موضوع را باید در برخورد حاکمیت و دولت با رویدادهایی جست که شاید با تدبیر می شد آن را به گونه ای مدیریت کرد که امروز شاهد این وقایع نمی بودیم. مثلا در زمان شلیک اشتباهی به هواپیمای مسافربری PS752 و پنهان کاری چند روزه که بر اساس فشار افکار عمومی مجبور به اعتراف شدند، تمام اعتماد مردم به دولت و مسئولین ذیربط فرو ریخت. مورد بعدی را می توان پس از فوت خانم امینی که رفتار دولت و مسولین ذیربط ابهاماتی را موجب شد که تا کنون بی پاسخ مانده و سئوالاتی را که باید در روزهای ابتدایی پاسخ داده می شد، متاسفانه بی پاسخ ماند و هنوز هم مردم به این موضوع با ابهام می نگرند. واقعا اگر قصوری روی داده بود چرا دولت از مردم عذرخواهی نکرد و مسببین ماجرا تنبیه نشدند؟!
متاسفانه بی اعتمادی تا جایی دامنه دار شده است که مردم پس از دوبار حمله تروریستی به شاه چراغ و اخیرا حمله تروریستی به شرکت کنندگان در مراسم یادبود حاج قاسم سلیمانی، خود نظام را مقصر این اتفاق قلمداد می کنند و شنیده می شود که “کار، کار خودشان است.” جای بسی تاسف دارد که می بینیم سرمایه های اجتماعی و اعتماد عمومی به دولت چنین افت کرده و اکثریت مردم اعتمادی به سخنان مسئولین ندارند.
با توجه به اینکه فاصله بین مردم و حکومت زیاد است و بدتر اینکه مردم را به چند گروه خودی و غیر خودی و بی‌حجاب را در مقابل با حجاب، متدینین را در مقابل غیر متدینین، اصلاح طلب را در مقابل اصولگرا، فقر را در مقابل غنی قرار داده اند و این چندگانگی موجب تفرقه بین مردم شده است.
واقعا جای این سئوال است که اگر خدای ناکرده کشور درگیر جنگ و تقابل با متجاوزی مانند صدام حسین شود جوانان امروز آیا آن انگیزه وطن پرستانه را دارند که در مقابل چنین اتفاقی قد عَلَم کنند؟! یکی از مهمترین سرمایه هایی که باید بدان توجه ویژه داشت سرمایه اجتماعی کشور است. متاسفانه به دلایل ذکر شده روزبه‌روز شاهد کاهش و نابودی این سرمایه مهم هستیم. بر این اساس است که برخی از مردم که غالبا از قشر جوان کشور هستند پس از باخت تیم ملی کشورمان مقابل آمریکا به پای کوبی می پردازند یا در مقابل حمله تروریستی کرمان به لطیفه سرایی می پردازند. رفع این مشکل نیز فقط به دست حاکمیت است که روحیه ملی گرایی و وطن پرستی را در مردن نهادینه و نسبت به شخصیت های ملی کشور با احترام یاد کند. البته نباید فراموش کرد زخم کهنه فاصله بین حکومت و ملت را فقط نمی‌توان بدین گونه التیام داد بلکه ماحصل اشتباه بیش از ۴۰ سال زمامداری را نمی توان به زودی حل کرد.

مهدی فتاحیان

مدیرمسئول پایگاه خبری لوتوس پرس