
علی ربیعی در یادداشتی با عنوان «خیابان مقدمه ایجاد یک ائتلاف ملی» در روزنامه اعتماد نوشت: در «جنگ» عنصر «خیابان» را نمیتوان نادیده گرفت. در نظر دارم در سلسله یادداشتهایی، موضوع «جامعه و جنگ» را به بحث بگذارم. یکی از مهمترین سرفصلهای این بحث، نسبت «خیابان و جنگ» است؛ پدیدهای قابل تامل که ابعاد اجتماعی و سیاسی متعددی دارد. «خیابان و جنگ» صرفا یک پدیده موقت یا لحظهای گذرا نیست. این پدیده از حضور غریزی، داوطلبانه و وطندوستانه مردم آغاز میشود و تا شکلگیری صداهای مدعی نمایندگی خیابان امتداد مییابد؛ جریانهایی که میخواستند یا میخواهند خود را صدای واقعی خیابان معرفی کنند. موضوع خیابان را نباید به مثابه پدیدهای موقت و هیجانی نگریست. لازم است عناصر شکلدهنده آن، نیروهای موثر بر تداومش و نیز عوامل مصادرهکننده و فرسایشی آن را به دقت بررسی کرد. من برای «خیابان» احترام قائلم و آن را به عنوان یک پدیده اجتماعی بالقوه مقاومتساز مینگرم؛ تجربهای زیسته که برای من فراموشنشدنی است. در دفاع میهنی ۱۲ روزه، روزهایی که ترامپ گفته بود در خانه بمانند تا به آنها گفته شود بیرون بیایند، در روزهایی که بوی فراخوانهای خونین رویافروشان میآمد، در تهران ساکت وقتی صبح زود برای جلسه میرفتم حتی با دیدن چراغ سبز روشن یک مغازه چه حس خوبی داشتم. در غروب همان روز، در جلوی باغ فردوس، یک نوازنده گیتار، نوای امید را در خلوت ترسناک تهران که بوی کودتا میداد، در خیابان طنینانداز کرده بود. در دفاع میهنی اخیر «جنگ رمضان» وقتی با «خیابان» و حضور مردم در آن مواجه شدم، با دیدن مقاومت مردم در خیابان احساس دلگرمی و غرور کردم. خودِ خیابان نوعی حس پیروزی ایجاد میکرد؛ احساسی که به شدت اثرگذار بود. بسیاری از کسانی که به خیابان آمدند، نه بر اساس سازماندهی قبلی، بلکه با نوعی غریزه طبیعی وارد میدان شدند. در واقع، آنچه آنها را به خیابان کشاند، بیشتر یک واکنش غریزی بود تا یک تصمیم برنامهریزیشده.



